سديد الدين محمد عوفى

741

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كرد و ساعتى به طرب « 1 » مشغول شدند و چون فارغ شدند پيل او « 2 » را به همان طريق بر بام برد « 3 » . و چون زرگر آن حال بديد با خود گفت : غم خوردن من بىفايده است ، چون « 4 » زن « 5 » پادشاه و حرم راى با چندين پاسبانان و نگاهبانان از لوث تهمت پاك نيست ، اگر زن پسر من بستر او را پاك ندارد چه « 6 » عجب « 7 » بود . پس هم در ساعت به خواب رفت و تا چاشتگاه بخفت . روز ديگر چون راى ازو پرسيد حال بازگفت و ماجرا از اول تا به آخر حكايت كرد . راى او را تصديق كرد و زن خود و پيلبان را سياست فرمود ، و مرد زرگر را از نديمان خود گردانيد « 8 » والسلام . حكايت ( 5 ) آورده‌اند كه مردى بود كه « 9 » پيوسته تتبع مكرهاى زنان كردى و از غايت غيرت هيچ زن را محل اعتماد خود نساختى و كتاب حيل النساء را پيوسته مطالعه كردى . وقتى در اثناى سفر به قبيله‌اى رسيد و به خانه‌اى « 10 » فرود آمد . خداوند خانه حاضر « 11 » نبود و لكن زنى داشت در غايت ظرافت و نهايت لباقت « 12 » . زن چون او « 13 » را فرود آورد با او ملاطفات آغاز نهاد « 14 » . مهمان چون پاىافزار بگشود و عصا بنهاد به مطالعهء كتاب مشغول شد . زن ميزبان گفت : خواجه اين چه كتاب است كه مطالعه مىكنى ؟ گفت : در اينجا « 15 »

--> ( 1 ) - مپ 2 : به عشرت ، مج : به قضاى وطر ( 2 ) - مپ 2 : خاتون ( 3 ) - مپ 2 : نشاند ( 4 ) - متن و مج : چه ( 5 ) - مپ 2 و مج - زن ( 6 ) - مپ 2 - چه ( 7 ) - مج : عيب ( 8 ) - مج : كرد ( 9 ) - مپ 2 : و ( 10 ) - مپ 2 و مج + مهمان ( 11 ) - مپ 2 : راضى ( 12 ) - مج : لطافت ( 13 ) - مپ 2 و مج : مهمان ( 14 ) - مپ 2 و مج + مرد ( 15 ) - مپ 2 - در اين‌جا .